"));
از فرو ریختن برج کمونیسم تا پرواز موشک های اسلام!
پس از قرن ها عقب افتادگی در کشور های اسلامی، انقلاب اسلامی امید تازه ای بود که در قلوب مسلمانان جهان را زنده شد. امیدی که نویدبخش آن بود که وقت آن رسیده که اسلام به جایگاه اصلی خود برگردد. سالها بود که مکاتب مختلف بر پایه ی مادی گرایی نظیر کمونیسم ، لیبرالیسم و... عرصه ی فکری جهانیان راتسخیر کرده بودند.وقتی دم از عدالت می زدی یعنی کمونیستی و وقتی از آزادی می گفتی یعنی لیبرال! اسلام در کنج مساجد و خانه ها تعریف شده بود و هیچ جایگاه خاصی در علم و حکومت برایش متصور نبود. ولی اکنون وضع فرق کرده است. شوروی که نماد تمام عیار کمونیسم بود ،در برابر لیبرال دموکراسی غرب طاقت نیاورد و مضمحل شد. کمونیسم شوروی که ادعای آقایی جهان را داشت، اکنون به بزرگترین وارد کننده کالا و فرهنگ از غرب تبدیل شده است. نماد های کمونیسم هر روز از سراسر دنیا برچیده می شوند. کره شمالی که به

عنوان نماد مقاوت کمونیستی در برابر غرب معرفی می شد، بالاخره در برابر غرب سر تسلیم فرود آورد تا ثابت شود، مادی گرایی کمونیستی جایی که با مقاومت تا پای جان طرف می شود زانو بر زمین زده و تسلیم می شود. چندی پیش خبرگزاری ها تصاویر فرو ریختن برج خنک کننده ی صنایع هسته ای کره شمالی را که برای اعتماد سازی(!) تخریب شد را پخش کردند. در حقیقت آن برج خنک کننده آخرین نماد مقاوت کمونیستی در برابر غرب بود که ویران شد و آخرین قطره از آبروی کمونیسم با آن کار بر زمین ریخت تا ثابت شود ادعای مقاومت کمونیسم تا برقرای عدالت در سرتاسر دنیا سرابی بیش نبود. اما ایران که اکنون به عنوان نماد مقاومت اسلام در برابر غربتجلی یافته است، نه تنها در برابر فشار های غرب – که بسیار از آنچه بر سر کره شمالی آمد بیشتر بود- دوام آورده بلکه اکنون به دوران شکوفایی علمی و صنعتی خود نزدیک می شود . پرتاب موشک های ایرانی به واقع تیری بود که به قلب لیبرالیسم شلیک شد. و باید گفت که دور نیست آن زمانی که فرو ریختن برج های لیبرالیسم غرب و نماد های فرهنگی- اقتصادیی غرب را نیز شاهد باشیم.
تا به حال 4 نفر نظر خود را گفته‌اند:
Anonymous ناشناس گفت...
چه تحلیل خوبی. شور حماسی داره متن. علاوه بر واقعیت مهم و انکار ناپذیری که بیان می کنه. متشکرم

در ضمن اسم استاد معظمی که میگن علما باید دین رو عوض کنن رو ندادین . بنده همچنان منتظرم. باید باهاشون صحبت کنم. وظیفه ام هست. لطفا معرفیشون بکنید.
یا علی مددی

Anonymous ناشناس گفت...
جناب ف.س یه سوال: شما نمی دونین چرا وقتی برا بعضی مطالب کهف ،نظر می نویسیم،ارائه نمی شه؟ مثلا نظری که به متن کجا رفتیم دادم. سانسور اینجوریش خوب نیست. آدم متوجه نمی شه که طرف نظرش رو خونده یا نه بنابراین حس نظر دادن از بین می ره. چون مبدل می شه به یه کار بیهوده. نیس؟
البته این نظر منه.
یا علی مددی

Anonymous ف.س گفت...
متشکر از تعریفتون! البته از نقد و ایراد گرفتن از نوشته بیشتر خوشحال می شوم آقای ناشناس! راجع به استاد هم حضوری تشریف بیاورید می گویم خدمتان! یا علی!

یا حق
سلام خدمت جناب ناشناس
متأسفانه چند وقتی دست‌رسی من به اینترنت قطع شده بود. برای همین امکان انتشار مطلب شما میسر نشده بود.
از این‌که نظرتان درباره‌ی مطلب «کجا رفتیم؟» با تأخیر منتشر شد عذرخواهی می‌کنم.

ارسال یک نظر