"));
پی نوشت
یا لطیف

اساسا از نوشتن پی نوشت بیشتر از متن نوشتن خوشم می آید؛چه می شود کرد این هم خلق و خوی ماست؛و هیچ بهره ای هم از آن نصیحت معروف "الا یا ایهاالطلاب ناشی،علیکم بالمتون لا بالحواشی"نبرده ام.به همین خاطر پس از چند وقت می خواهم فقط پی نوشت بنویسم.

    1. از شعارهای انقلاب یکی از شعارها برایم جالب است که "این انقلاب تماشاچی نمی خواهد" حالا بگذریم که این شعار چه ربطی به این جا دارد، غرض این است که این جا؛ نه اینکه تماشاچی نخواهد؛ اما آن چه مهم تر است مشارکت همه جانبه دوستان در این جمع بی ریاست. باید از دوستان گرامی " از همین حوالی" و "همیشه بارانی" تشکر کنم و از باقی دوستان گله!آقا شهریار، حاج یاشار، جناب میرزابنویس، آقا رضا و ....جناب m شما دیگه چرا؟؟؟
    2. موضوعات جدیدی را برای پرونده در ذهن دارم که به زودی مطرح خواهم کرد، اما آن چه اکنون اهمیت بیشتری دارد پرونده میراث است؛هر چند با بازشدن پرونده جدید پرونده میراث کماکان مفتوح خواهد بود.خوش حال می شوم که نظرها و پیشنهادهای دوستان را در این مورد بدانم.
    3. راستش را بخواهید اوایل که به فکر شروع کهف بودیم فکر نمی کردم که روزی برسد که این جا واقعا برایم "کهف" شود، می فهمید که چه می گویم، حالا این طور شده چه می توان کرد؟!
    4. فکر می کنم که اکثر دوستانی که اینجا را می بینند هشتی را هم دیده اند، اما برای این که مطمئن شوم لینکش را اینجا می گذارم تا دوستان ببینند.جمع خوبی از دوستان جوان تر است(پیرمردشون حامده).
    5. بیایم همدیگر رو بیشتر دعا کنیم؛علی الخصوص منو.

برچسب‌ها:

تا به حال 1 نفر نظر خود را گفته‌اند:
Anonymous حامد گفت...
سلام.
حاجی چرا نشر اکاذیب میکنی؟ به خدا پیر هشتی من نیستم. از من پیر تر هم هست اونم نه یکی

ارسال یک نظر