"));
جمله می داند خدای حال گردان...
یا لطیف

گفته بودی"چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور"

نوح من هم شد ملول از باد و باران غم مخور!

گفته بودی"عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست..."

آتش نمرودِ شهوت کشت ابراهیم را جان غم مخور!

گفته بودی"دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت..."

مانده از حرکت (آ)سیای دور گردان غم مخور!

گفته بودی"در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم..."

کعبه هم دیگر ندارد روح و ریحان غم مخور!

"حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور"

برچسب‌ها:

تا به حال 3 نفر نظر خود را گفته‌اند:
Anonymous حالا گفت...
مطلب قبلی کو پس؟

Blogger آمیز فرنگیس گفت...
منتظر پی نوشت باشید،توضیحات مهمی هست که در آن جا خواهم گفت.

Blogger BS گفت...
چقدر سخته خوندن این شعر
من بلد نیستم؟

ارسال یک نظر